نظریه مشورتی شماره ۷/۱۴۰۳/۴۸۱ مورخ ۱۴۰۳/۱۲/۲۶
موضوع : بررسی ابعاد حقوقی اعتراض ثالث اجرایی در قانون اجرای احکام مدنی
تاریخ نظریه: ۱۴۰۳/۱۲/۲۶
شماره نظریه: ۷/۱۴۰۳/۴۸۱
شماره پرونده: ۱۴۰۳-۳/۱-۴۸۱ح
استعلام :
۱- آیا رسیدگی به شکایت معترض ثالث اجرایی موضوع ماده ۱۴۷ قانون اجرای احکام مدنی مصوب ۱۳۵۶ دو مرحلهای است؛ بدین نحو که در مرحله اول دادگاه قرار توقیف عملیات اجرایی صادر و در مرحله دوم وارد در ماهیت دعوا شده و حکم بر اثبات مالکیت و خلع ید و تحویل مال و یا حکم بر بیحقی و رد دعوا صادر میکند؟
۲- چنانچه به دو مرحلهای بودن رسیدگی قائل باشیم، علت عدم رعایت تشریفات دادرسی مدنی و عدم پرداخت هزینه دادرسی در مرحله دوم که نوعی رسیدگی ماهیتی است، چیست؟
۳- وفق ماده ۴۲۲ قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب ۱۳۷۹ دعوای اعتراض ثالث پیش از اجرای حکم هم قابل طرح است؛ بر این اساس، رسیدگی ماهیتی مرحله دوم موضوع ماده ۱۴۷ قانون اجرای احکام مدنی مصوب ۱۳۵۶ با رسیدگی موضوع ماده ۴۲۲ یادشده از حیث نتیجه چه تفاوتی دارد؟
۴- آیا در مقام صدور قرار توقیف عملیات اجرایی موضوع ماده ۱۴۷ قانون اجرای احکام مدنی مصوب ۱۳۵۶ دادگاه باید به طور ضمنی مالکیت و یا تعلق مال مورد اختلاف به معترض ثالث را احراز و اعلام کند و یا آنکه فقط با احراز قوت دلایل ارائه شده، قرار توقیف عملیات اجرایی صادر کند؟
۵- چنانچه معترض ثالث برای تعیین تکلیف نهایی مال مورد اختلاف طرح شکایت نکند، قرار توقیف عملیات اجرایی تا چه زمانی دارای اعتبار است؟
نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه :
۱ و ۲- صدور قرار توقف عملیات اجرایی و رسیدگی به ماهیت امر موضوع ماده ۱۴۷ قانون اجرای احکام مدنی مصوب ۱۳۵۶ را نمیتوان دو مرحله از رسیدگی تلقی کرد؛ بنابراین، پرسش در خصوص علت عدم اخذ هزینه دادرسی در مرحله دوم رسیدگی، آنگونه که در استعلام آمده است، موضوعاً منتفی است.
۳- اولاً، اعتراض ثالث نسبت به آراء موضوع ماده ۴۱۷ به بعد قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب ۱۳۷۹، مقولهای متفاوت از اعتراض ثالث اجرایی موضوع ماده ۱۴۷ قانون اجرای احکام مدنی مصوب ۱۳۵۶ میباشد.
ثانیاً، نتیجه رسیدگی به دعوای اعتراض ثالث حکمی یا اصلی (موضوع مواد ۴۱۷ به بعد قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب ۱۳۷۹) نقض تمام یا بخشی از حکم معترضعنه و یا عدم نقض آن است؛ در حالی که، نتیجه رسیدگی به اعتراض ثالث اجرایی، رفع توقیف مال یا عدم رفع آن است.
ثالثاً، اعتراض ثالث موضوع مواد ۴۱۷ به بعد قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب ۱۳۷۹ موجب تاخیر اجرای حکم قطعی نمیباشد؛ مگر در فرض مقدور نبودن جبران ضرر و زیان ناشی از اجرای حکم و صدور قرار تاخیر اجرای حکم برای مدت معین و پس از اخذ تامین مناسب؛ در حالی که در اعتراض ثالث اجرایی موضوع ماده ۱۴۷ قانون اجرای احکام مدنی مصوب ۱۳۵۶، به صرف آنکه دادگاه دلایل شکایت را قوی تشخیص دهد، تا تعیین تکلیف نهایی قرار توقیف عملیات اجرایی صادر میکند.
۴- وفق بخش میانی ماده ۱۴۷ قانون اجرای احکام مدنی مصوب ۱۳۵۶، در صورتی که در اعتراض ثالث اجرایی، دادگاه دلایل شکایت را قوی بداند، قرار توقیف عملیات اجرایی را تا تعیین تکلیف نهایی شکایت صادر میکند. صدور این قرار، مستلزم احراز مالکیت شخص ثالث در خصوص مال توقیفشده نیست.
۵- پرسش مطرح شده مبتنی بر پیشفرض نادرستی است مبنی بر اینکه شخص میتواند بدون طرح دعوای اعتراض (شکایت از امر توقیف)، صرفاً توقیف عملیات اجرایی را مطرح کند؛ در حالی که معترض ثالث اجرایی باید ضمن طرح ادعای مالکیت خود نسبت به مال توقیف شده، رفع توقیف از آن را درخواست و به همراه این درخواست توقیف عملیات اجرایی را مطرح کند.
محتوای مندرج در این قسمت توسط هوش مصنوعی تولید شده است.
چکیده نظریه مشورتی ۷/۱۴۰۳/۴۸۱
این نظریه مشورتی به تحلیل تخصصی مسائل حقوقی پیرامون اعتراض ثالث اجرایی موضوع ماده ۱۴۷ قانون اجرای احکام مدنی میپردازد. نظریه به پنج پرسش اساسی در خصوص ماهیت، روند رسیدگی، تفاوت با سایر اعتراضات و شرایط توقیف عملیات اجرایی پاسخ میدهد.
محورهای اصلی نظریه شامل:
۱. رد تفکیک دو مرحلهای بودن رسیدگی به اعتراض ثالث
۲. تمایز اعتراض ثالث اجرایی با اعتراض ثالث حکمی
۳. شرایط صدور قرار توقیف عملیات اجرایی
۴. لزوم طرح توأمان ادعای مالکیت و درخواست رفع توقیف
۵. عدم نیاز به احراز قطعی مالکیت برای صدور قرار توقیف
نظریه تأکید دارد که اعتراض ثالث اجرایی فرآیندی یکپارچه است و صدور قرار توقیف منوط به قوت ادله معترض میباشد.