عنوان: احراز تعلق نحله به زوجه
پیام: در فرض عدم امکان تعیین اجرت المثل برای زوجه حق او بر نحله منتفی نبوده و مستحق آن می باشد.
شماره دادنامه قطعی :
140091920004104139 ,
تاریخ دادنامه قطعی :
1400/11/27
گروه رأی:
حقوقی
آراء منتخب پرونده:
شعبه دیوان عالی کشور
رأی خلاصه جریان پرونده :
اقای م. س. ج. ق. به طرفیت خانم ر. ا. ص. به خواسته صدور گواهی عدم امکان سازش مستندا به سند ازدواج ۲. ۱۲۴ مورخ ۷۰/۱/۲۰ در دادگاههای *دادخواستی در تاریخ ۱۴۰۰/۶/۶ مطرح نموده است.در متن دادخواست خواهان گفته است.در تاریخ ۷۶/۱/۲۱ با خوانده ازدواج نموده که حاصل این زندگی مشترک یک فرزند پسر ۲۲ ساله می باشد. در حال حاضر به دلیل سوی رفتار و عدم تمکین خوانده و عدم تمایل قلبی ایشان به ادامه زندگی مشترک و طرح شکایت های واهی ایشان علیه بنده که موجب اشفتگی های روحی گردیده قادر به ادامه زندگی مشترک نمی باشم لذا صدور گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق مورد استدعاست به شعبه *ات پرونده ارجاع گردیده است.دادگاه طرفین را جهت دادرسی برای تاریخ ۱۴۰۰/۷/۷ دعوت نموده است.خواهان در جلسه حاضرو وکیل خود را به نام اقایان ح. ق. و ف. خ. معرفی نموده است.خوانده علیرغم ابلاغ وقت حاضر نشده است. دادگاه وارد رسیدگی شده است.خطاب به وکلای خواهان در خصوص خواسته توضیح دهید ایا مهریه پرداخت شده است.یا خیر؟ ج خیر در مورد مهریه خوانده دراجرای ثبت به اجرا گذاشته است.جهیزیه نزد خودش می باشد. وسایل نزد خودش می باشد. فرزند مشترک انان ۲۲ ساله پسر می باشد. درخصوص نفقه نیز خوانده تمکین از موکل ندارد. و حدود یک سال است.جدا از هم می باشند دادگاه ختم جلسه را اعلام داشته است.دادگاه قرار ارجاع امر به داوری صادر نموده است.و مقرر نموده است.به طرفین ابلاغ شود. زوجه جهت تست بارداری به پزشکی قانونی معرفی شود. نظریه داور زوج در برگ ۲۱ پرونده بر عدم امکان سازش زوجین اعلام شده است.چون زوجه داور معرفی نکرده است.با پرداخت نقدی حق الزحمه داوری داور انتصابی زوجه به نام م. ی. در برگ ۲۶ پرونده اعلام شده است.وکیل زوجه در لایحه ای تعیین داور برای زوجه را مخالف نص صریح قانون دانسته و گفته است.باید ابتدا طرفین به مرکز مشاور خانواده جهت صلح و سازش معرفی شوند زوج نزدیک دو سال است.که منزل مشترک را ترک نموده و حاضر به پرداخت نفقه موکله و فرزند مشترک نمی باشد. ظاهرا دادگاه محترم تصمیم به روشن شدن حقوق موکله ندارد. دادگاه در تاریخ ۱۴۰۰/۷/۲۶ پس از بررسی اوراق پرونده و ختم دادرسی طی دادنامه *مورخ ۱۴۰۰/۷/۲۸ رای خود را ضمن صدور گواهی عدم امکان سازش با توجه به عدم صلح و سازش فیمابین توسط داوران که مشخص شد شقاق و جدایی فیمابین وجود دارد. و اینکه مرد می تواند با مراجعه به دادگاه تقاضای طلاق همسرش را نماید. با استناد به مواد ۱۱۰۹ ٫۱۱۳۴٫۱۱۳۵٫۱۱۳۹٫ ۱۱۳۳ قانون مدنی و مواد ۴٫۸ ، ۳۳٫ ۳۱٫ ۲۹٫ ۲۸٫ قانون حمایت خانواده و مواد ۲ ٫ ۱ ، ۳۳۱ ٫ ۱۹۸ ٫ ۳ قانون ایین دادرسی مدنی گواهی عدم امکان سازش زوجین را صادرو به زوج اجازه داده می شود. که به یکی از دفاتر رسمی طلاق مراجعه و زوجه با اجرای صیغه طلاق رجعی با احراز شرایط شرعی مطلقه ننماید. احراز شرایط شرعی اجرای صیغه طلاق و ماده ۳۸ از قانون حمایت خانواده بر عهده سردفتر رسمی مجری صیغه طلاق می باشد. ۱ مهریه زوجه مبلغ سه میلیون و دویست هزار تومان است.که زوج مکلف است.قبل ازاجرای صیغه طلاق به نرخ روز پرداخت نماید. ۲ت در خصوص جهیزیه اولا وکیل خوانده لیستی را ارائه ننموده ثانیا بنا به اظهار خواهان در جلسه دادرسی مورخ ۱۴۰۰/۷/۷ مشخص می گردد. که زوجه درمنزل مشترک ساکن و وسایل او نزد وی می باشد. به تبع زوج مکلف است.هر ان چه از وسایل به عنوان جهیزیه بوده و تاکنون تلف نشده به زوجه مسترد نماید. ۳- در خصوص نفقه معوقه و ایام عده هر چند زوجه درمنزل مشترک است.اما با توجه به عدم تمکین زوجه از زوج و تحقق نشوز وی به تبع زوجه مستحق نفقه نخواهد بود ۴ در خصوص اجرت المثل نیز با لحاظ اینکه ظاهر و علیه بر انجام تبرعی او درمنزل توسط زوجه می باشد. از این بابت دلیل اثباتی بر استحقاق خود ارائه نکرده است.در خصوص اجرت المثل عدم تبرع زوجه برای دادگاه احراز نگردید.۵ در خصوص شرط تنصیف دارایی نیز زوجه و وکیل وی در این خصوص درخواستی نداشته و اموالی معرفی نکرده اند ۶ فرزند مشترک از سن حضانت خارج است.دادگاه مواجه با تکلیفی نیست زوجه از مراجعه به ازمایشگاه امتناع نموده است.رای صادره حضوری و قابل تجدیدنظر ظرف ۲۰ روز پس از ابلاغ در دادگاه تجدیدنظر استان است.و سپس ظرف ۲۰ روز دیگر قابل فرجام خواهی در دیوان عالی کشور می باشد. از این رای خانم ر. ا. ص. با وکالت اقای م. ن. د. تجدیدنظر خواهی نموده است.در برگ ۵۰ پرونده دادخواست تجدیدنظر خواهی دلیل زوج پیوست است.عمده اعتراض وی این است.که معلوم نیست بر چه اساسی دادگاه موکله را ناشزه دانسته است.و مستحق نفقه ندانسته است.خود زوج زندگی مشترک را ترک نموده است.نشوز موکله به اثبات نرسیده لذا وی مستحق نفقه و مستحق اجرت المثل کارهای انجام داده درزندگی مشترک می باشد. تجدیدنظر خوانده دلیلی بر تبرعی بودن کارهای انجام شده به دادگاه ارائه ننموده است.دادگاه در مورد معرفی اموال خواهان را به موکل ابلاغ نکرده است.تا معرفی نماید. لذا درخواست نفقه دادنامه اصداری را نموده است.پس از تشریفات تبادل لوایح و ارسال پرونده به محاکم تجدیدنظر استان شعبه *پرونده به شعبه *ارجاع شده است.که هیات شعبه مذکور اعتراضات به عمل امده از سوی وکیل فرجام خواه را وارد ندانسته رای تجدیدنظر خواسته را منطبق با موازین قانونی تشخیص و طی دادنامه *مورخ ۱۴۰۰/۹/۳ با استناد به مواد ۳۵۸ و ۳۶۸ قانون ایین دادرسی مدنی ضمن رد تجدیدنظر خواهی تایید نموده است.اکنون از این رای وکیل زوجه فرجام خواهی نموده است.که هنگام شور متن دادخواست فرجام خواهی او که در برگ ۶۴ پرونده پیوست شده است.با گزارش پرونده توسط عضو ممیز قرائت می شود.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ع. ن. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه *۰ فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد:
رای شعبه
نظر به اینکه در پرونده از حیث تعیین حقوق مالی زوجه که دادگاه به لحاظ عدم تمکین و نشوز زوجه او را مستحق نفقه و نیز به لحاظ اینکه تبرعی بودن کارهای انجام شده توسط زوجه را محرز دانسته او را مستحق اجرت المثل ندانسته است.رای صادره توسط وکیل زوجه مورد اعتراض قرار گرفته است.که دادگاه محترم تجدیدنظر در رای صادره بدون توجه به اینکه دلیل بر بیحقی زوجه بابت اجرت المثل و نفقه در حالی که وی مخالف با طلاق بوده است.وجود نداشته رای خود را بر تایید رای بدوی صحیحا و موجها صادر ننموده است.ضمن اینکه بر فرض عدم امکان تعیین اجرت المثل برای زوجه حق او را بر نحله منتفی نمیسازد لذا چون رای فرجام خواسته دراین خصوص قابلیت ابرام ندارد. مستندا به بند ۲ ماده ۳۷۱ و بند ج ماده ۴۰۱ قانون ایین دادرسی مدنی نقض و پرونده جهت رسیدگی به یکی از محاکم دیگر تجدیدنظر استان ارجاع می گردد.
شعبه *
رییس: ع. ن. مستشار: ع. ک. ص. س. عضو معاون: س. م.